آيلاآيلا، تا این لحظه: 16 سال و 17 روز سن داره

آیلا نازدونه مامان و بابا

سفر کلیبر

روز 24 و 25 فروردین یک سفر کوتاه به منطقه بسیار زیبای ارسباران داشیم  سفر خیلی خوبی بود. دست بابایی درد نکنه  من که خیلی انرژی گرفتم،  تازه جوجه کوچولوی ما هم خیلی دختر خوبی بود و حسابی هم لذت برد . در جنگلهای کلیبر  نزدیک قلعه بابک . خانمی بیلچه به دست برای برداشت خاک برای مامان گل دوست    در حال جمع کردن خاک تو کیسه فریز . با چه عشقی از بابایی خواست تا به قسمتهای بلندتر بره و خاک بهتری جمع کنه دستهاش کمی خاکی شده با اعتراض نشون می ده و اصرار داره عکسشم بگیرم . خوب چه می شه کرد دختر شهری هست اینجا هم با بابایی بعد کلی خاک جمع کردن خسته و کوفته نشستن . نایلکس هم دستش هست ...
8 ارديبهشت 1392

پروژه پوشک گیرون

بالاخره این دخملی ما قبول کرده که دیگه پوشک رو کنار بذار البته نه اینکه نمی تونست بلکه لجبازی می کرد اما یک بار که مثل همیشه پی پی کرده بود و نگفته بود پاهاش بد جوری سوخته بود و خیلی اذیت شد ، از فرداش که به خاله لیلا هم گزارش داد این دخملی من زیر و رو شد و به یکباره هم جیش و هم پی پی را گفت . حالا هر موقع پوشکهای باقی مونده رو می بینه و در موردشون سوال می کنه می گم قراره یادگاری نگه داریم تا وقتی بزرگ تر شدی عین لباسهای نوزادیت نگاه کنی و ببینی چقدر کوچولو بودی. گل دختری خورشید بانو یم ( البته هر موقع این حرف رو می گم برمی گرده و می گه من آیلا هستم خورشید بانو نیستم ) باز با موفقیت یک مرحله دیگه از دوران کودکیت را پشت سر گذاشتی با ا...
8 ارديبهشت 1392

چهاردست و پا

برای اولین بار از دیروز ١٢/٢/٩٠ آیلای نازنینم با سعی و تلاش هرچه تمام تر برای به دست آوردن اسباب بازی هايش شروع به چهار دست و پا راه رفتن کرد . مبارکه نازدونه ماما و بابا ...
13 ارديبهشت 1390